سواد مالی چیست؟

بازگشت به صفحه مقالات
سواد مالی چیست؟

کلید تبدیل شدن به یک باسواد مالی این است که چهار اصل بنیادی سواد مالی را بدانیم در این مقاله از ایده لینک به این موارد می پردازیم:

۱- دارایی را بشناسیم

بسیاری از مردم گمان می‌کنند که می‌دانند دارایی چیست. برای مثال، ممکن است فکر کنیم که خانه یک دارایی است؛ اما نیست. حقیقت این است که دو تعریف برای دارایی وجود دارد. حسابداران تعریفی را به کار می‌برند که باعث می‌شود افراد و شرکت‌ها احساس ثروتمندتر بودن کنند و در نتیجه همچنان حسابداران را در استخدام خود نگه دارند. اما ثروتمندان، تعریف دیگری برای دارایی دارند که ساده‌تر است و با واقعیت نیز همخوانی بیشتری دارد. هر آن‌چه باعث سرازیر شدن پول به جیب ما می‌شود دارایی است و هرچه پول را از جیب ما خارج می‌سازد، دارایی نیست. خانه ما دارایی نیست چرا که به خاطر آن هر ماه باید مبلغی را هزینه کنیم. حتی اگر خانه به طور کامل متعلق به ما باشد و وامی نیز برای آن نپردازیم، بازهم هزینه‌های مربوط به مالیات و نگهداری خانه از جیب ما خارج می‌شوند. اما اگر ما خانه خود را اجاره داده‌ایم، پس این خانه یک دارایی محسوب می‌شود. چرا که پول را به عنوان یک جریان نقدی به جیب ما سرازیر می‌سازد. هنگامی که مستاجران ما اجاره پرداخت می‌کنند در واقع هزینه‌های ما بابت وام مسکن و هزینه‌های نگهداری را پوشش می‌دهند.


۲- جریان نقدی در مقابل بازده سرمایه

بیشتر مردم برای بازده سرمایه اقدام به سرمایه‌گذاری می‌کنند اما ثروتمندان این کار را به هدف جریان نقدی انجام می‌دهند. خیلی سرراست باید گفت که سرمایه‌گذاری با هدف بازده سرمایه مانند قمارکردن است. ما پول خود را سرمایه‌گذاری می‌کنیم و سپس امیدوار خواهیم بود که قیمت‌ها افزایش یابد. برای مثال، بیشتر مردم با این امید خانه می‌خرند که بتوانند آن را در آینده به بهای بیشتری به فروش برسانند. در این مدت آن‌ها باید قسط‌های خانه و دیگر هزینه‌ها را نیز بپردازند و پول از جیب آن‌ها خارج می‌شود. مشکل این است که هنگامی که ما برای بازده سرمایه اقدام به سرمایه‌گذاری می‌کنید، کنترلی بر روی سرمایه خود و اینکه قیمت‌ها بالا می‌رود یا پایین می‌آید ندارند و موضوع مهم‌تر این است که در صورت افزایش قیمت‌ها و کسب بود، بازهم ما باید بالاترین نرخ مالیات را بپردازیم.

در مقابل، ثروتمندان برای جریان نقدی اقدام به سرمایه‌گذاری می‌کنند. برای مثال آن‌ها با پول دیگران در املاک سرمایه‌گذاری می‌کنند و مستاجرهایی را می‌یابند که هزینه‌های آن‌ها را بپردازند. سپس هر ماه اجاره‌ها را جمع آوری می‌کنند. این می‌شود یک دارایی. حال اگر در این میان به ارزش سرمایه نیز افزوده شد، آن دیگر یک امتیاز اضافی خواهد بود.

البته سرمایه‌گذاری در جریان نقدی نیاز به تحصیلات مالی قوی دارد تا از آن طریق بتوانیم تصمیمات مالی درستی برای خود بگیریم.


۳- استفاده از بدهی و مالیات برای ثروتمندتر شدن

مشاور مالی‌مان به ما خواهد گفت که بدهی بد و مالیات نیز اجتناب‌ناپذیر است. اما ثروتمندان می‌دانند که بدهی و مالیات می‌توانند برای خلق ثروتی هنگفت به کار گرفته شوند.

در مورد بدهی‌ها باید گفت که دو نوع بدهی وجود دارد: بدهی خوب و بدهی بد. هنگامی که مشاور مالی ما می‌گوید از بدهی اجتناب کنید، منظورش اجتناب از بدهی بد است. بدهی بد به معنی قرض‌گرفتن پول برای خریدهای غیرسرمایه‌ای می‌شود مانند استفاده از کارت‌های اعتباری برای خرید تلویزیون یا رفتن به تعطیلات و یا گرفتن وام برای خرید خانه‌ای که قصد سکونت در آن را دارید. دور ماندن از چنین بدهی‌هایی، توصیه خوبی است اما مشکل این‌جاست که مشاور مالی در مورد بدهی‌های خوب حرفی به ما نمی‌زند. بدهی خوب، نوعی از بدهی است که برای خرید دارایی مانند املاک که اجاره داده می‌شوند، به کار گرفته می‌شود.

هنگامی که شما از پول بانک برای خرید یک ملک که برای ما جریان نقدی ایجاد می‌کند، استفاده می‌کنیم. ما بخش کمتری از پول خود را هزینه می‌کنیم و همچنین مستاجرین ما بدهی‌های‌مان را پرداخت خواهند کرد.

در مورد مالیات‌ها باید گفت که ثروتمندان می‌دانند که دولت مالیات‌ها را وضع می‌کند تا برخی از رفتارها و برخی از بخش‌ها را مورد تشویق قرار دهد. اگر دولت بخواهد که ما خانه هایی با قیمت مناسب بسازیم، برای این کار به ما معافیت مالیاتی تعلق خواهد گرفت. اگر دولت بخواهد که اشتغال افزایش یابد، برای استخدام بیشتر معافیت‌های مالیاتی بیشتری را در نظر خواهد گرفت. حقیقت این است که بیشتر مزایایی مالیاتی برای یاری کارآفرینان و سرمایه‌گذاران وضع شده اند. با تحصیلات مالی صحیح، ما می‌توانیم از قوانین مالیاتی برای ثروتمندتر شدن و پرداخت مالیات کمتر بهره ببریم. استفاده کردن از بدهی خوب و ثروتمندتر شدن از طریق مالیات‌ها نیازمند هوش مالی بالایی است که هر کسی می‌تواند آن را از طریق آموزش و تمرین به‌دست بیاورد.


۴- تصمیمات مالی را خودمان بگیریم

هنگامی که در مورد دانش مالی خود اطمینان خاطر نداریم، به دیگران اجازه می‌دهیم که برای ما تصمیم‌گیری کنند. کارگزار ما در بورس تصمیم می‌گیرد که پول ما باید در کجا سرمایه‌گذاری شود. به بانک اجازه می‌دهیم که تصمیم بگیرد پول ما را در چه نوع حسابی و با چه سودی سرمایه‌گذاری کند. ما از روندهای مشهور سرمایه‌گذاری که در اخبار می‌شنویم، پیروی می‌کنیم. اما ثروتمندان از جامعه پیروی نمی‌کنند. آن‌ها روندها را ایجاد می‌کنند و زمانی که این روند به جریان اصلی سرمایه‌گذاری تبدیل شد، کنار می‌کشند. راز آن‌ها چیست؟ آن‌ها خودشان تصمیمات لازم را در مورد پول و مسایل مالی می‌گیرند و هوش مالی بالایی دارند. کلید اصلی برای ایجاد ثروتی هنگفت، برخورداری از دانش عمل کردن و برخورداری از توانایی تشخیص بهترین عمل است. این نوع از دانش تنها از طریق هوش مالی به‌دست آمده از تحصیلات مالی به‌دست می‌آید.

اینها موارد کلی و مهمی بود که یک باسواد مالی باید مدنظر داشته باشد.


نویسنده / گردآورنده: سروش یوسفی

کلمات کلیدی سواد مالی باسواد مالی ایده لینک